سفارش تبلیغ
صبا ویژن

فرار از مدرسه

فرار از مدرسه !!

دکتر محمدجعفر طالب پور

mjt88036@yahoo.com

بی علاقگی به درس و امتناع از رفتن به مدرسه و حتی گاه تنفر از آن و در بعضی موارد ، فرار از مدرسه ، از مشکلاتی است که ممکن است خانواده ها در دوران تحصیل فرزندان خود با آن مواجه گردند . برخلاف تصور عده ای ، این مشکلات صرفاً مربوط به کودکان پایه اول دبستان که برای اولین بار ، پای به مدرسه می نهند ، نیست ( البته این موضوع ، خود بحث دیگری است و ریشه یابی آن مجال مفصلتری می طلبد ) ، بلکه گاه در سالهای بعد و در حین تحصیل نیز ، ممکن است دانش آموزان از رفتن به مدرسه دلزده و سرخورده شوند . البته نمی توان انکار نمود که عمده اینگونه موارد در سالهای اولیه دوران مدرسه بویژه دوران ابتدایی دیده می شود .

اگر کودکی نسبت به رفتن به مدرسه مقاومت نشان می دهد و از آن طفره می رود و حتی فراری گردیده است و در طیف کودکان معمولی و طبیعی قرار می گیرد ( برای مثال عقب ماندگی ذهنی ندارد ، بیش فعال نیست ، شخصیت ضداجتماعی ندارد ، از لحاظ فیزیکی و توانمندی جسمی مشکل خاصی ندارد و ... ) علت این رفتار کودک در سه حوزه فردی ، مدرسه و اجتماعی قابل جستجو و بررسی است :

الف ) حوزه فردی :

در این حوزه ، سه دلیل عمده و مهم قابل ذکراند :

1-   اشکالات جسمی کودک که بدانها توجه نشده و یا تشخیص داده نشده اند :

این اشکالات باعث سختی و دشواری حضور کودک در کلاس ، دشواری یادگیری و یا عملکرد غیرطبیعی او درمدرسه شده و در نتیجه منجر به امتناع او از رفتن به مدرسه می گردد . از همه مهمتر و شایعتر ، « اختلالات بینایی » است و کودکی که در دیدن تخته سیاه و آنچه معلم می نویسد و یا نشان می دهد ، دچار مشکل گردیده ، بتدریج فهم مطالب برای او مشکل شده و در انجام تکالیف درسی اش با مشکل مواجه می گردد و نهایتاً از همکلاسی هایش عقب مانده و این عقب ماندگی تحصیلی به تنش روانی و روحی او منتهی می گردد و تحمل فضای کلاس و مدرسه برایش سخت می شود . نکته قابل تامل این است که تایید سلامت بینایی کودک در طرح سنجش بینایی که معمولاً قبل از ورود کودک به مدرسه انجام می شود ، به معنای سلامت کامل او از نظر بینایی در سالهای بعد نمی باشد و کنترل و پایش نوبه ای و مرتب دانش آموز لازم است .

اشکالات شنوایی ، گفتاری و حتی ناتوانایی ولو جزیی جسمی و نیز اشکالات مربوط به نشستن کودک و بیماریهای اسکلتی و ... نیز ممکن است موارد دیگر باشد .

2-   اختلالات یادگیری کودک :

از لحاظ آماری ، اختلالات یادگیری بیشتر مربوط به خواندن ، دیکته نوشتن و یا درس ریاضی است . برای مثال ممکن است دانش آموز در خواندن بعضی کلمات دچار اشتباه شود و کلمات را با کلمات مشابه ( از نظر املایی و یا تلفظ ) اشتباه کند و مثلاً کلمه « زود » را « روز » بخواند . البته این اشتباه ، به هیچ وجه عمدی نبوده و همیشگی است و در ابتدا نیز ناخودآگاه است . یعنی کودک به این اشتباه خود واقف نیست و تصور ذهنی او این است که صحیح می خواند . اما به تدریج به اشتباه خود ، پی برده و در اصلاح آن نیز احساس ناتوانی می کند . لذا در زمان ارتکاب این اشتباه ، دچار تنش و اضطراب می شود .

بدخطی ، قرینه نویسی ، معکوس نویسی ، کج نویسی و ... از اشکالات دیکته نویسی اند که برخی دانش آموزان بدان مبتلا هستند .

در درس ریاضی، گاه دانش آموز در حفظ نمودن بخشی از جدول ضرب و یا در انجام بعضی عملیاتهای محاسباتی ریاضی مشکل دارد .

نوع برخود آموزگار ، دانش آموزان همکلاسی ، والدین و اطرافیان در مورد اینگونه اشکالات کودک بسیار مهم و تاثیرگذار است .

3-   اختلال در موارد خاص :

مثلاً ممکن است کودک در درس خاصی ضعیف باشد و همیشه در آن درس ناموفق بوده و نمره پایینی کسب نماید . درحالی که در مابقی دروس موفق و حتی گاه ممتاز است . آنچه مهم است آنست که ضعف کودک در این درس خاص ، نشی از کم کاری او نیست . بلکه چه بسا کودک در این درس ، بیش از سایر دروس کار کند و وقت بگذارد . ولی بهردلیل ( که اکثراً هیچ ربطی به هوش و ذکاوت وی ندارد ) در این درس خاص ، موفق نیست . لذا مواجهه او با این درس ، منجر به تنش و آزار ذهنی او شده تا آنجا که خود نیز باور می کند که فهم مطالب آن و پاسخ  دادن به پرسش ها و سوالات معلم ، برایش غیرممکن است و این به سرخوردگی و یاس و نومیدی دانش آموز منتهی می گردد .

در موارد سه گانه فوق ، از آنجا که دانش آموز در مقایسه با همکلاسی هایش ، خود را پایینتر و ضعیفتر می بیند و یا واکنش و گاه تمسخر آموزگار ، اطرافیان و همکلاسی ها نیز برایش زجرآور می گردد و یا از برخورد احتمالی و واکنش غیرمنطقی دیگران با این اختلال ناخواسته اش ، می ترسد ، فضای کلاس و درس را برای خود تنش زا و غیرقابل تحمل می بیند و راهی جز فرار و دوری نمی یابد .

ب ) حوزه مدرسه :

اتفاقاتی که در مدرسه و درکلاس می افتد نیز مکن است منجر به دلزدگی ودلسردی دانش آموز گردد . مثلاً :

- ترس از تنبیه معلم ! ( گفته ها و نقل قولهای دیگران در مورد تنبیه معلم ، بسیار اثرگذار است !! )

- ترس ناشی از دیدن صحنه های ناهنجار و دلهره آور تنبیه سایر دانش آموزان

- تهدیدهای مداوم و فزاینده معلمان و یا کادر مدرسه به تبیه و برخورد خشن با دانش آموزان

-تبعیض بین دانش آموزان توسط کادر آموزشی و یا مدیریت مدرسه

- تحقیر و بدرفتاری و تخریب شخصیت و یا توهین به دانش آموزدر جمع سایر دانش آموزان توسط آموزگاران و اولیاء مدرسه

- تمسخر ، استهزاء ، آزار و اذیت کودک توسط سایر دانش آموزان و عدم برخورد اولیاء مدرسه با این رفتار ناشاسیت آنان ( فیزیک ظاهری کودک مانند چهره خاص ، قدبلند ، قدکوتاه ، نوع راه رفتن ، طرزخندیدن ، عواطف و احساسات کودک ، آثارسوختگی و جراحت روی صورت و بدن او ، لکنت زبان ، انحراف چشمها ، لنگیدن و ... همگی می توانند بهانه ای برای تمسخر فرد باشند )

- نداشتن دوست در مدرسه و تنهایی او در محیط مدرسه

- تصور و تلقی ذهنی ناصحیح کودک از معلم و مدرسه ( مثلا کودک در ذهن خود معلم را فردی بداخلاق و تندخو و ترسناک تصور می کند که می خواهد او را از پدر و مادر و خانواده اش جدا کند و همیشه قصد تنبیه او را دارد )

- ...

ج) حوزه خانوادگی :

اگرچه در این خصوص ، بحث فراوان است و نکات زیادی قابل توجه و اشاره اند ، اما تنها به برخی از آنها اشاره می گردد :

- انتظار بیش از حد خانواده از دانش آموز و فشار غیرمعمول و نامتناسب به او

- بی توجهی به وضعیت دانش آموز (بویژه انتظارات کودک و نیاز طبیعی اوبه تشویق خانواده در موفقیت های او و بی توجهی والدین به این موضوع )

- تبعیض بین فرزندان ، بالاخص  تبعیض معکوس و منفی (توجه بیشتر والدین به کودکی که ترک تحصیل نموده و یا از نظر تحصیلی ضعیفتر است !! )

- فقدان شرایط مناسب درس خواندن در محیط مدرسه ( این مورد در خانواده های پرجمعیت و فقیر و خانواده هایی که در خانه های کوچک و نامناسب زندگی می کنند ، بوفور دیده می شود )

- دلزدگی و یا بی علاقگی دانش آموز بعلت اصرار خانواده در فرستادن او به کلاسهای سخت و سنگین قبل از دبستان و یا کلاسهای فوق العاده ضمن تحصیل

- عدم توانایی و یا بی توجهی خانواده در فراهم آوردن امکانات آموزشی و کمک آموزشی برای دانش آموز

- تحصیل اجباری دانش آموز در مدرسه و یا رشته تحصیلی که مورد علاقه کودک نیست و صرفاً بعلت اصرار و اجبار خانواده بدان مجبور گردیده است .