سفارش تبلیغ
صبا ویژن

شیوه زندگی و سلامت

شیوه زندگی و سلامت

دکتر محمدجعفر طالب پور

MJT88036@Yahoo.com

ارتباط بین رفتارهای شیوه زندگی و سلامت هر دو مستقیم و غیر مستقیم تاثیر گذار است. مطالعات پژوهشی متعدد نشان می دهد سیگار کشیدن یک علت مستقیم بیماری قلبی عروقی ، سرطان ریه، بیماری انسدادی مزمن ریه ، سرطان حنجره و سرطان معده و بسیاری از بیماریهای دیگر است . دانشمندان و محققان بر این باورند که چاقی یک عامل مهم در بیماریهایی مانند بیماری های قلبی عروقی و دیابت است. علاوه بر این، دیابت یکی از علل اصلی   بیماری های قلبی عروقی مانند فشار خون بالا ، بیماری عروق محیطی ، و بیماری عروق کرونر است.

ارتباط «شیوه زندگی» با سلامت و بهداشت بشری، امری است بدیهی و غیرقابل انکار و در طول تاریخ علم، همواره محققین علاقه فراوانی برای بررسی این ارتباط از خود نشان داده اند. کمتر موضوعی مرتبط با سلامت و پزشکی سراغ داریم که در اتیولوژی و سبب شناسی آن و حتی در اپیدمیولوژی و همه گیرشناسی آن. «شیوه زندگی» مطرح و مورد تاکید نباشد. اگرچه با پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک خیره کننده بشری. بسیاری از بیماری ها و تنگناها و مشکلاتی که انسان در حوزه سلامت، با آن روبرو و درگیر بوده، تا حدود قابل توجهی رفع گردیده و امکانات تشخیصی و درمانی پزشکی امروز با گذشته قابل قیاس نمی باشد.

لیکن به لحاظ تغییراتی که به تبع مدرنیسم و ماشینی شدن در «شیوه زندگی» بشر رخ داده است، نقش «شیوه زندگی» در واقعیات سلامت و بهداشت انسان ها، پررنگ تر گردیده است. ابعاد تاثیرگذار «شیوه زندگی» بر سلامت انسان گسترده تر و متنوع تر گردیده و دانشمندان مصادیق مختلفی مانند عادات ورزشی، رفتارهای تغذیه ای، مصرف سیگار، الکلیسم، مصرف بی رویه دارو و بالاخص داروهای غیرمجاز، افزودنیها و مکمل های غذایی، اعتیاد، رفتارهای شخصی و اجتماعی، منش های اخلاقی، الگوهای رفتار جنسی، اختلالات روانی و استرس و اضطراب ناشی از مشکلات و تنش های زندگی، تصادفات رانندگی و حوادث شغلی، و حتی مواردی مانند آلاینده های محیطی و صنعتی، آلودگی های شغلی و را در بررسی «شیوه زندگی» افراد مورد توجه و دقت قرار می دهند.

تاثیر «شیوه زندگی» نه تنها در تشدید بیماری های شناخته شده ای مانند پوکی استخوان، بیماری های قلبی، انواع بدخیمی ها، بیماری های مزمن ریوی، اختلالات روان پریشی، چاقی، دیابت نوع دو و قطعی است. بلکه در تغییر الگوی بیماریهای رایج و نیز ایجاد بیماری های نوپدید نیز مطرح می باشد. جالب اینجاست که ورود «شیوه زندگی» در معادلات پزشکی و نیز در بحث اتیولوژی بیماری ها، برخی از فرمولها و قوانین شناخته شده و معتبر علوم پزشکی که سالها مورد استناد محققین بوده است را برهم زده است.

برای مثال بعلت تاثیر ویژه «شیوه زندگی» در برخی بیماریها، امروزه شیوع آنها در آندسته از گروه های سنی بیشتر شده است که انتظار نمی رود و قبلا دراین محدوده سنی شیوع چندانی نداشته است. نمونه بارز آن بیماری های قلبی و عروقی است که به تبع واقعیات تلخی مانند مصرف دخانیات، الکلیسم، شیوع بیماری پرفشاری خون، بالا بودن چربی خون، استرس و تنش های روانی، آلودگی های محیطی و برخلاف گذشته که عمدتاً در سنین بالاتر شایع بود. امروز بیماری میانسالان گردیده و بیش از یک چهارم بیماران دراین سنین (زیرپنجاه سال) قرار دارند.

نکته حائز اهمیت این است که نه تنها تمام مواردی که بعنوان زمینه ساز و RIsk Factor بیماری قلبی مطرح می شوند. خود جزو معیارهای «شیوه زندگی»اند. بلکه «شیوه زندگی» برخود آنها هم موثر است. مثلا بیماری فشارخون از موضوعاتی است که در مباحث مرتبط با «شیوه زندگی» به شدت مورد بحث است و متقابلا تغییرات «شیوه زندگی» مانند مصرف روزافزون نمک و نیز گرایش به مصرف غذاهای آماده FAST FOOD که مقادیر بالایی از نمک و چربی دارند و شیوع پرفشاری خون را آن هم در سنین پایین تر بالا می برد.

حتی بسیاری از خوراکی ها و تنقلات امروزی مورد علاقه کودکان که بوفور عرضه می شود و براحتی در دسترس کودکان است و جای تنقلات سالم و سنتی و طبیعی گذشته را گرفته اند. نیز از تغییرات ناصواب «شیوه زندگی» است که از نظر معیارهای بهداشتی و پزشکی مصرف آنها بخصوص در سنین رشد غیرقابل قبول است.بهرحال در مباحث «شیوه زندگی» با نوعی پیچیدگی و درهم تنیدگی روبرو هستیم و ارتباطات نزدیک موضوعات قابل طرح در «شیوه زندگی» با مباحث دیگر پزشکی مانند اپیدمیولوژی و همه گیرشناسی، اتیولوژی و سبب شناسی، پاتولوژی و آسیب شناسی، علوم آزمایشگاهی و پاراکلینیکی، طب ورزش، بهداشت زنان، طب کار، روان شناسی و روانپزشکی، بهداشت محیط، توانبخشی و براین پیچیدگی می افزاید.

از طرفی اقدامات عملی که در مورد تغییر «شیوه زندگی» و بهسازی آن مطرح است با طبابت کلینیکی و بالینی کاملا بهم پیوسته گردیده است و جنبه های پیشگیری و درمان بیماری های مختلف بر مبنای «شیوه زندگی» از هم جدا نیستند و لازم است آنها را در یک قالب واحد و زیرشاخه مجزایی از پزشکی بعنوان «طب شیوه زندگی» بررسی کرد.

اگرچه اقدامات تالیفی و تحقیقی ارزشمندی در این خصوص صورت گرفته و دانشمندان و محققان متعددی روی این موضوع تاکید داشته اند. اما رسیدن به نقطه مطلوب یعنی پیشگیری و درمان علمی بیماریها مبتنی بر اقدامات موثر بر «شیوه زندگی» یا همان «طب شیوه زندگی» باور عمومی و اهتمام جدی متخصصان علوم بهداشتی و مسئولین را می طلبد. باید توصیه های پزشکی که در مباحث تئوریک و کتب مرجع پزشکی جهت حذف عوامل موثر بر بیماریها در «شیوه زندگی» بیمار فراوان اندبه کلینیکها و در پروسه های درمانی و بعنوان جزو لاینفک «طرح درمانی» پزشکان وارد شود و باید پذیرفت که بدون درنظر گرفتن واقعیات «شیوه زندگی» افراد، هرگونه اقدام ولو علمی و پرهزینه درجهت پیشگیری و درمان بیماری ها و کاهش بروز و شیوع و عوارض آنها عقیم و بی نتیجه خواهد ماند.

 

 

 

   دکتر محمد جعفر طالب پور